ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )
17
شرح نهج البلاغة ( فارسي )
به حال اسلام تذكر مىدادند ولى تأخير كردند وتا امروز نگفتند ، وبه اين دليل بسيارى از اصلاحات تأخير افتاد . 2 - ممكن است حضرت چنين اراده كرده باشد كه آنچه امروز اظهار كرده وبيان مىدارند وأو را مورد سرزنش وانتقاد قرار مىدهند ، اندكى است از آنچه در دل دارند واين خود دليل بر آن است كه حرفهاى زيادى غير از آن حرفها در دل دارند وظاهر نمىسازند ، ودر بيانش تأخير مىكنند . ( 49346 - 49315 ) ا لا تخبرانى . . . . بابه . . . ، امام ( ع ) در اين سخن از آنها مىخواهد بيان كنند كه چه حقي ترك شده كه آنان را خشمناك ساخته وبه أنواع حق واقسام معمول ومتعارف آن اشاره فرموده وتمام آن اقسام را با پرسش انكارى بيان كرده است ، وخلاصهء آن چنين است : حقّى كه شما به خاطر ترك آن بر من خشم گرفتهايد ، يا مربوط به شما دو نفر است ويا به ديگر مسلمانان ، اگر مربوط به شماست يا سهم بيت المال بوده است كه به خود اختصاص دادهام ويا اين كه حقي از حقوق غير مالي شما را ظالمانه تصرف كردهام ، واگر آن حق مربوط به ديگر مسلمانان است ومن ترك كردهام . يا چنان است كه من در اجراى آن ضعف وناتوانى داشتهام ويا نسبت به حكم الهى آن جاهل ونادان بوده ويا آن كه در كيفيت استدلال بر آن به راه خطا واشتباه رفتهام ، دليل اين كه تمام تقسيمات فوق را ردّ كرده واز اين جهت آنها را به طريق استفهام انكارى آورده بسيار روشن است ، زيرا برابر قرار دادن همهء مسلمين را در استفاده از بيت المال روش پيامبر است وبايد پيروى شود ومشورت كردن در پيشآمدها ونظاير آن وقتي لازم است كه در مورد آن رويداد حكم قطعي نباشد يا لا أقل انسان آن را نداند ، در صورتي كه آن حضرت تمام احكام الهى را دارا بود وبه همهء آنها علم كامل داشت واز احدى از مسلمانان حقي را ترك نكرده كه ناشى از ضعف وناتوانى يا نداشتن حكم يا